تبلیغات تلویزیونی تاثیری بر فروش دارد

تبلیغات شکلی از ارتباطات است که معمولآ برای ترغیب کردن مشتری ها برای خریدن یا مصرف بیشتری از محصولی یا سرویس خاصی صورت می گیرد.

 تبلیغات های متفاوتی تاکنون برای فروش و شهرت محصولات مختلف در سراسر جهان ساخته شده اند. در همین راستا بسیاری از اوقات تبیلغات به غیر از پیام تبلیغی خود اطلاعاتی واقعیی نیز در اختیار می گذارد. تمامی رسانه های اصلی و عمومی دارای تبلیغات هستند از جمله تلویزیون, رادیو, سینما, مجلات, روزنامه ها, بازی های ویدیویی, اینترنت, کیف های خرید و تابلوهای اعلانات.

در عصر حاضرکه مفاهیم ارتباطات رقابت، مشتری گرایی و ... با هم پیوند خورده است. تبلیغات به عنوان عنصری از آمیخته بازاریابی، نقش محوری در حفظ و بقاء سازمان از طریق شناساندن و معرفی محصولات ایفا می کند، چرا که تبلیغات به عنوان یکی از ابزارهای شناخته شده بازاریابی برای گسترش و نفوذ در بازار است. تبلیغات بازرگانی بدلیل اینکه واسطه بین تولیدکننده و مصرف کننده است موجب رونق فروش می شود و رونق فروش گسترش تولید ، افزایش سطح درآمد ملی را بهمراه خواهد داشت. از طریق دیگر، نهادهای اقتصادی، تجاری و اجتماعی رسانه ها را به عنوان ابزاری برای گسترش حوزه نفوذ و جذب مخاطبان و مشتریان کالاها، محصولات، خدمات، اندیشه ها، عقاید خود مورد حمایت قرارداده اند و در این بین تلویزیون به عنوان گسترده ترین رسانه جمعی می تواند حامل مناسب در اطلاع رسانی و جهت دار کردن عقاید و خواسته هاباشد به شرطی که بتوان با بهره گیری از ویژگیهای منحصربه فرد تلویزیون در مقایسه با سایر رسانه ها-ارتباط اثربخشی با مشتریان برقرار کنیم که در نهایت می تواند به حفظ و توسعه بازارهای هدف منجر گردد. تحقیق حاضر با عنوان اثربخشی تبلیغات تلویزیونی بر فروش محصولات درصد اثبات تاثیر تبلیغات تلویزیونی بر فروش محصولات است .

هوشيارانه بايد به تبليغات نگاه كرد :

تكنولوژي به سرعت در حال پيشرفت است، چرخ‌هاي صنعت بي‌وقفه مي‌گردند . هر روز محصولاتي تازه جاي محصولات قبلي را پشت ويترين‌هاي جهان مي‌گيرند تا راه‌هاي رسيدن به هدف را كوتاه‌تر كنند و زندگي را آسان‌تر .

شما چه ميزان از وقت‌تان را صرف شناخت محصولات تازه مي‌كنيد؟ اصلاً عقربه‌هاي ساعت چنين فرصتي را به شما مي‌دهند؟ بيشتر مردم، زمان كافي براي شناخت محصولات جديد ندارند و اگر رسانه‌ها نباشند كه محصولات جديد را تبليغ كنند مسلما از قافله پيشرفت دنيا عقب مي‌مانند .

قلب تپنده فروش، تبليغات است و كشف همين حقيقت باعث شده است توليدكنندگان مبالغ كلاني را صرف آگاهي‌رساني درباره محصولات‌شان به مخاطبان كنند. در اين ميان هنوز تلويزيون پرمخاطب‌ترين رسانه جهان به حساب مي‌آيد و تبليغاتش بيشتر از انواع ديگر تبليغ، افكار عمومي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد .

تاثير تبليغات بر جامعه :

امروزه مقوله تبليغات و بازاريابي چنان توسعه يافته كه به يكي از فرايندهاي مديريت بازار تبديل شده است. تبليغات نه تنها در شكل مثبتش مي‌تواند كالاهاي مورد نياز مردم را به آن‌ها بشناساند، بلكه گاهي در شكل منفي مي‌تواند كالاهايي را كه جامعه به آن‌ها نياز ندارد را طوري به مردم معرفي كند كه آن‌ها احساس كنند اين كالاها نيازهايي اساسي هستند .

بنابراين تبليغات گاهي نيازهاي واقعي فرد را پاسخ مي‌دهد و گاهي نيز نيازي پنهان را يا حتي عدم نياز را در فرد به عنوان يك نياز واقعي به او معرفي می‌كند تا جايي كه شخص احساس مي‌كند اگر آن كالا را نداشته باشد به شخصيت اجتماعي اش لطمه وارد مي‌شود.

به اين ترتيب تبليغات و بازاريابي در جهت مفيد قادر است نيازهاي احساس شده را به نيازهاي واقعي و نيازهاي شوق انگيز را به نيازهاي انگيزه‌مند تبديل كند و حتي نيازهاي پنهان را آشكار نمايد. در جهت مضر هم باعث مي‌شود نيازهاي كاذب به عنوان نيازهاي واقعي رخ بنماياند و افراد را به سمت خريدي كه مورد نيازشان نيست هدايت كند. بگذاريد در اين زمينه مي توانيم مثالي بزنيم؛ چندين دهه پيش در امريكا، سرمايه‌داران از طريق بازارگردي به عنوان يكي از شاخه‌هاي مديريت بازار، به اين نتيجه رسيدند كه گروهي از سياهپوستان امريكايي درآمدهاي بالايي كسب مي‌كنند و ثروتمند شده‌اند.

آن‌ها بلافاصله به مديران بخش بازاريابي نتيجه پژوهش‌شان را اعلام كردند و اين مديران هم از شمار زيادي از شيمي‌دان‌ها و داروسازها خواستند شروع به ساختن لوازم آرايشي كنند كه براي پوست سياه‌پوست‌ها مناسب باشد. آن‌ها اين لوازم آرايشي را توليد كردند و با تبليغات كاري كردند كه پس از مدتي اين لوازم به نوعي نياز و وسيله‌اي براي كسب شخصيت اجتماعي در ميان سياهپوستان تبديل شد؛ به گونه‌اي كه حتي اين القاي نياز از مرزهاي امريكا نيز گذشت و سياه پوست‌هايي كه در كشورهاي ديگر زندگي مي‌كردند خواهان اين لوازم آرايشي براي به دست آوردن وجه اجتماعي شدند؛ تا جايي كه حتي كساني كه پولي نداشتند وام گرفتند تا از اين لوازم استفاده كنند .

پس مي‌بينيد كه سرمايه‌دار در اين مثال با كمك بازارگردي و سپس تبليغات، نوعي محصول كم‌اهميت را به عنوان شاخصي مهم براي كسب تشخص اجتماعي و نيازي حياتي معرفي كردند كه از نان شب هم واجب‌تر بود !

در واقع تبليغات در سه لايه عمل مي‌كند؛ در لايه اول بر شخص تاثير مي‌گذارد و كاري مي‌كند كه او پس از مشاهده تبليغ به شدت به كالايي كه تبليغ شده است احساس نياز ‌كند و براي به دست آوردنش بكوشد. اين تلاش‌ها بلافاصله به خانواده منتقل مي‌شود و خانواده هم جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد .

تبليغات وجه مثبت ديگري هم دارد و آن وقتي است كه رنگ فرهنگي به خود مي‌گيرد؛ يعني رسانه‌ها بر فرهنگ‌سازي از طريق تبليغات متمركز مي‌شوند كه تأثيري شگفت‌انگيز در سطح اجتماع دارد .

تبليغ نوعي پيام است و بالطبع رسانه با توجه به ماهيتش مي‌تواند اين نوع پيام را نيز به مخاطب منتقل كند . فكر مي‌كنيد اين تعبير صحيح باشد كه در ميان همه رسانه‌ها ، تبليغاتي كه از تلويزيون ، به عنوان محبوب‌ترين نوع رسانه، پخش مي‌شود تاثيرگذاري بيشتري بر افكار عمومي دارد ؟

مسلماً هر چه تبليغ دقيق‌تر و اثرگذارتر باشد گرايش افراد به سمت كالايي كه تبليغ شده موثرتر است و از آنجا كه رسانه ديداري تأثيرگذاري بيشتري نسبت به رسانه‌هاي ديگر بر مخاطبانش دارد ، تبليغاتش نيز بيشتر مخاطبان را مشتاق خريد مي‌كند .

هنوز امکان دسترسي به كامپيوتر و به‌خصوص اينترنت براي همه خانواده‌ها ميسر نيست و به همين دليل تلويزيون همچنان نقش مهمي در متأثركردن مخاطبان دارد .

تبليغ در تلويزيون به حدي براي سرمايه‌داران در سراسر جهان مهم است كه در كشورهاي خارجي حتي صاحبان كالاهايي كه تبليغ‌شان ممنوع است نيز مي‌كوشند راهي براي خود در تلويزيون پيدا كنند؛ مثلاً حتما مي‌دانيد كه تبليغ سيگار بر اساس قوانين در تلويزيون‌هاي خارجي ممنوع است و اگر كسي كالاهاي مضري از اين دست را تبليغ كند سازمان‌هاي مردمي و دولتي از او شكايت مي‌كنند و آن شخص باید جريمه بسيار سنگيني را بپردازد .

به ياد دارم كه چندين سال پيش در امريكا توليدكنندگان سيگار وينستون نتوانسته بودند از سود سرشار فروش بيشتر اين محصول مضر بگذرند و با آگاهي از تاثير اعجاب‌انگيز تبليغ در تلويزيون، تصميم داشتند به هر طريق شده آن را با استفاده از اين رسانه تبليغ كنند ؛ به همين دليل دست به كار عجيبي زدند . در اين تبليغ جواني مي‌آمد و مي‌گفت : « سيگار نكشيد ! حتي اگر وينستون باشد ! » منظور اين است كه آن‌ها از طريق اين حربه در قالب آگهي ضد سيگار سعي مي‌كردند سيگارشان را از طريق تلويزيون تبليغ كنند و به شكل پنهان بگويند وينستون از سيگارهاي ديگر بهتر است .

 

 

 

تالیفات دنیای نو